درسنامه آموزشی اقتصاد کلاس دهم ادبیات و علوم انسانی
درس 13: تصمیم گیری در مخارج
موقعیت
طی یک هفتهای که گذشت، پیشنهاد امیرعلی برای داشتن پول توجیبی تصویب شد؛ عدد آن نیز مشخص شد و حتی به اجرا نیز رسید. علاوه بر آن، عیدی آن سال نیز حدود 10 روز زودتر از سال تحویل به بچهها داده شد تا طبق قرار اگر به چیزی نیاز دارند، خودشان تهیه کنند. پنجشنبه بعد از ظهر ستایش از امیرعلی خواست تا او را برای خرید یک مانتوی جدید همراهی کند. برای همین، هر دو لباس پوشیده و آماده خرید شدند. بعد از وبگردیهای متعدد ستایش، محل مناسب برای خرید مانتو پیدا شد و مسیر رسیدن به آن نیز مشخص شد و قرار شد که کرایه ماشین امیرعلی نیز به عهده ستایش باشد. پس از رسیدن به فروشگاه مورد نظر، دوقلوها مشغول بررسی لباسهای فروشگاه بودند که یک جوان خوش تیپ جلو آمد و گفت:
سلام، من سیروان هستم. چه کمکی میتونم به شما بکنم؟
امیرعلی: سلام؛ ممنون. ما دنبال یه مانتوی خوب برای خواهرم میگردیم.
سیروان: خب، شما واقعا خوش شانسید؛ چون دقیقا روبهروی بهترین رگال مانتوهای ما وایسادین.
ستایش: میشه قیمتهاشون رو هم بگین؟
سیروان: شما اول طرح و جنس رو بپسند خواهرم بعد سر قیمت باهم کنار میایم.
ستایش: در حالی که آستین یکی از مانتوهایی که چشمش را گرفته بود از رگال به آرامی بیرون میکشید. رو به امیرعلی گفت: این به نظرت چطوره؟
امیرعلی که داشت با نوک انگشتانش جنس پارچه را بررسی میکرد، به آرامی گفت: نمیدونم، شما ببین طرحشو دوست داری؟ و بعد با صدایی آهستهتر: آخه من نمیدونم این جنسش خوبه یا نه. باید از خودش بپرسیم!
سیروان که به دقت داشت به حرفهای دوقلوها گوش میداد، شروع به حرف زدن کرد:
ببین دوستم، این کار، پارچهاش تُرکه حرف نداره. بشور بپوشه! طرحشو نگاه کن. اصلاً این رنگو ما تو هیچکاری نداریم. من خودم برای خانومم از اینا بردم.
امیرعلی: ایرانیش رو ندارین؟
سیروان: حرفایی میزنیا! این کار مارکه! ایرانی کدومه؟
ستایش: حالا چند هست؟
سیروان: راستش این کاررو الان اگه بخوام بخرم با این اوضاع دلار، بالای 300 تومن برام میاُفته ولی چون همین کار خرید قدیمه و تکسایز شده من صحبت میکنم صندوق برات 190 بزنه.
ستایش: ولی من نمیخوام انقدر هزینه بکنم!
سیروان: ببین آبجی، نمیخوام قسم بخورم؛ ولی خداییش بهت خوب گفتم. تازه من اینجا فقط فروشندهام نمیتونم بیشتر از این بهت تخفیف بدم. تا اینجا هم چون خیلی باهاتون حال کردم دارم از خودم ریش گرو میذارم وگرنه رئیس فروشگاه از این عددا به کسی تخفیف نمیده!
امیرعلی: خب شما باهاش صحبت کن شاید کمتر هم راضی شد!
سیروان: شما اول بگو چند میتونی تا من بهت بگم میشه یا نه.
ستایش: من 120 تومن برای این کار دارم.
سیروان: خیلی پایین گفتی آخه! فکر نمیکنم ولی چشم. اینم به خاطر رفاقت همین چند دقیقهمون.
فروشنده با صاحب مغازه در گوشه مغازه مشغول صحبت میشوند. آنها طوری وانمود میکنند که گویی درباره قیمت با هم در حال جدال هستند. فروشنده بر میگردد.
سیروان: بچهها شرمنده، من تمام تلاش خودمو کردم اما نشد. تا 150 هم اومد پایین؛ ولی بیشتر نه. پیشنهادمون خیلی خوبه به نظرم از دستش ندین. من مطمئنم از خریدتون راضی میشین.
امیرعلی: آخه ما هم پولشو نداریم و هم اینکه خارجیه.
سیروان: ببینم شما خودت پیرهن نمیخوای؟
امیرعلی: چطور؟
سیروان: من برای اینکه تو راضی بشی میتونم یهکاری بکنم. یه پیرهنم تو بردار روی جمعشون برات یه تخفیف دیگه میگیرم.
امیرعلی: ولی من نمیخوام فعلاً برای پیرهن هزینه کنم.
سیروان: ببین داداش جون، اگه تو اینو برنداری، بالاخره یکی میخره؛ چون این کارمون پرفروش بوده. خب فکراتونو بکنین. من به خاطر خودتون میگم.
امیرعلی و ستایش (بعد از مشورت باهم): راستش جواب ما منفیه!
سیروان: هر جور که راحتین، اینجا مغازه خودتونه.
گفتوگو در کلاس (صفحه 142 کتاب درسی)
1- به نظر شما چرا فروشنده تلاش میکرد که خریدار را به عنوان دوست مطرح کند؟
2- شیوههایی که سیروان برای متقاعدکردن دوقلوها به کار برد چه بود؟
3- به نظر شما امیرعلی و ستایش، کار درستی انجام دادند؟
4- شما اگر جای آنها بودید، چه میکردید؟ چرا؟
نقشه راه
در این درس به این موضوع میپردازیم که کسی که مدبرانه و هوشمندانه خرید میکند و قیمتها و محصولات را ارزیابی میکند، میتواند با صرفهجویی، کالاها و خدمات باکیفیتتری تهیه کند. همچنین در پایان این درس خواهیم توانست:
- کالاهایی را که برای خرید انتخاب میکنیم با داشتن معیار با یکدیگر مقایسه کنیم و هوشمندانه انتخاب کنیم؛
- برنامه بودجهای خود را با برنامه خرید خود، انطباق دهیم.
مهارت خرید
فرض کنید دو فروشگاه در نزدیکی مدرسه شما وجود دارد که هر روز از آنها خوراکی میخرید. سایر غذاهای این دو فروشگاه هر دو با یک کیفیت مساوی هستند. فقط یکی از آنها کیک و کلوچه مخصوصش را 500 تومان گرانتر میدهد. با اینکه خرید کیک و کلوچه یک خرید بزرگ محسوب نمیشود و معمولاً اهمیتی به آن نمیدهیم، اما اگر به مدت سه سال هر روز در مدرسه کیک بخورید، با خرید کیک ارزانتر حدود 400 هزار تومان صرفهجویی خواهید کرد!
یعنی به سادگی با داشتن یک خرید هوشمندانه در حد کیک و کلوچه، میتوانید پول اضافی برای خرید چند سیدی، یک جفت کفش ورزشی یا شلوار جین یا شاید چند بازی رایانهای جمع کنید.
مهارت مدیریت مخارج و خرید از جمله مهارتهایی است که برخی افراد در سنین بزرگسالی نیز ندارند و برای کوچکترین خرید بسیار تردید میکنند و حتی بعد از خرید هم پشیمان میشوند!

خرید هوشمندانه
خرید باید آگاهانه و هوشمندانه باشد؛ ولی همه خریدهای ما این گونه نخواهد بود. خریدهای ما گاهی از روی هوس است، بدون فکر و از روی احساسات آنی تصمیم به خرید میگیریم و البته بعد از آن هم پشیمان میشویم! مثل اینکه وقتی در راه برگشت از مدرسه، چون خیلی گرسنهایم با اینکه در خانه مادر برایمان غذای سالم و خوشمزهای آماده کرده، نمیتوانیم جلوی خودمان را بگیریم و خیلی زود همه پولهای توی جیبمان را به هلههوله تبدیل میکنیم!

پس برای خرید هوشمندانه باید چه کنیم؟ خیلی دشوار نیست؛ فقط به این نکته توجه داشته باشید که شما اکنون به عنوان عضوی از یک خانواده و عضو یک جامعه در حال خرید کردن هستید. اگر به فکر رونق و پیشرفت اقتصادی خود هستید، این پیشرفت اقتصادی در گرو پیشرفت خانواده و جامعه شماست. برای خرید هوشمندانه (smart purchase)، مراقب باشید که نقش اجتماعی خود را در میدان اقتصاد فراموش نکنید و مراحل زیر را انجام دهید:
1- مشکل و مسئله خودتان را دقیق مشخص کنید. دقیقاً به چه چیزی نیاز دارید؟ بررسی کنید که آیا آنچه میخواهید، نیاز است یا خواسته و از چه راههایی میشود آن را برطرف کرد. آیا اصلاً راهی غیر از خرید کردن هم دارد؟
2- مشخص کنید که به چه میزان قرار است هزینه کنید.
3- مشخص کنید که چه گزینههایی در سطح پولی که شما میخواهید هزینه کنید، وجود دارد (برای این کار میتوانید از وب سایتها و فروشگاههای اینترنتی استفاده کنید. موارد را در لیستی یادداشت کنید.)
4- آن ویژگیهایی از کالای هدف را که بیشتر برایتان مهم است مشخص کنید. (در سه دسته: ویژگیهایی که میخواهید حتماً در کالای هدف باشد، آنهایی که اگر باشد بهتر است و در نهایت آنهایی که اصلاً نمیخواهید باشد.)
5- با استفاده از جدولی که در قسمت خرید مقایسهای مشخص شده است، گزینهها را بررسی کنید.
6- انتخاب کنید و بخرید!
خرید مقایسهای
منظور از خرید مقایسهای (comparative purchase)، فرایند بررسی قیمتها و ویژگیهای محصولات مشابه قبل از تصمیمگیری برای خرید است. برای کالای گرانتر و پیچیدهتر، نیاز بیشتری به خرید هوشمندانه وجود دارد تا گزینههای مختلف را قبل از انتخاب با هم مقایسه کنید. در خرید مقایسهای لازم است عوامل مختلفی از قبیل تفاوت در ویژگیها، اندازهها، کیفیت محصول، هویت محصول، عملکرد آن، قیمت و خدمات پس از فروش و... در نظر گرفته شود. انتخاب را به گونهای انجام دهید که اقتصاد شما، خانواده و جامعه، بیشترین منفعت و کمترین هزینه را ببرد.
خرید مقایسهای به ترتیب زیر انجام میگیرد:
اول: تعریف مسئله: شامل بیان اینکه واقعاً برای رفع چه مشکل یا حل چه مسئلهای نیاز به خرید و مصرف دارید؛ مثلاً برخی افراد بدون دانستن عکاسی برای خرید دوربین حرفهای برنامهریزی میکنند. این خرید مناسبی برای آنها نیست بلکه برای این کار یک دوربین ساده نیز کافی است.
دوم: فهرست گزینهها: شامل مواردی که میتواند مشکل را رفع یا مسئله را حل کند.
سوم: تعیین معیارها: معیارهایی که عملاً برای افراد هنگام انتخاب مهم است؛ مثلاً در خرید یخچال جاداربودن، مصرف انرژی، سهولت تعمیرات و زیبایی ظاهری و نیز ایرانی بودن محصول برای خرید مهم است.
چهارم: ارزیابی: شامل سنجش گزینهها بر اساس معیارهای مختلف که اغلب بر اساس جدول زیر انجام میشود.
پنجم: تصمیمگیری: انتخاب گزینهنهایی
| معیار اول | معیار دوم | .... | |
| گزینه اول | |||
| گزینه دوم | |||
| گزینه سوم | |||
| گزینه چهارم |
فعالیت فردی در کلاس (صفحه 145 کتاب درسی)
فرض کنید که باید یک یخچال بخرید و دو گزینه هم پیش رو دارید. لطفاً جدول قبل را برای انتخاب درست پر کنید و بگویید به چه نتیجهای رسیدید.
| گنجایش | 300 لیتر | ![]() |
گنجایش | 290 لیتر | ![]() |
| مصرف انرژی | B | مصرف انرژی | A | ||
| ارتفاع | 180 سانتیمتر | ارتفاع | 185 سانتیمتر | ||
| برفک | ندارد | برفک | ندارد | ||
| ساخت | ایران | ساخت | کره |
خرید مقایسهای هم مانند هر کار دیگری مزایا و معایبی دارد.

برخی از مزایا و منافع آن عبارتاند از اینکه:
- شما میتوانید بخشی از پول خود را پسانداز کنید؛ زیرا در صورت مقایسه درست معمولاً هزینه کمتری پرداخت میشود.
- با خرید مقایسهای، ویژگیها یا ارزش بیشتری را با همان مقدار پول دریافت میکنید.
- با خرید مقایسهای محصولی با کیفیت و با عملکرد بهتر میخرید.
- با خرید مقایسهای درباره گزینههایی از آن کالا که قبلاً از آنها مطلع نبودید، آگاه میشوید.
- با خرید مقایسهای، نسبت به خرج کردن پول خود احساس آرامش بیشتری میکنید.
خرید مقایسهای با معایبی هم همراه است:
- خرید مقایسهای زمان بر است این زمان را میتوانستید برای کسب درآمد، انجام کارهای سرگرمکننده یا رسیدگی به خانواده صرف کنید.
- ممکن است خرید مقایسهای هزینه بر باشد، مانند هزینههایی که برای تماس تلفنی یا سوخت خودرو برای بازدید از فروشگاههای مختلف صرف میکنید.
- ممکن است پسانداز حاصل از خرید مقایسهای، به ویژه برای اقلام با قیمت پایین، کمتر از هزینههای زمان، بنزین یا سایر هزینههای دیگر برای کسب اطلاعات باشد.
روشهای فروش
فروشندگان از روشها و فنون مختلفی، همچون تبلیغات کاذب، بزرگنمایی، قسم خوردن، ارائه اطلاعات نادرست و… برای تحریک و تشویق خریداران به خرید کالا و خدمات استفاده میکنند. آشنایی با این فنون میتواند به تصمیمگیری درست در خرید کمک کند. در قسمت «موقعیت» درس با برخی از این فنون آشنا شدید.
الگوی خرج کردن
تا به حال چقدر به الگوی خرج کردنتان فکر کردهاید؟ در درس سوم، با اصول انتخاب درست آشنا شدید. داشتن اصل و الگو در انتخابهای اقتصادی و از جمله در خرج کردن، یک ضرورت است. آیا اصلاً در زندگی الگویی برای خرج کردن دارید، یا همواره بوی ذرت بوداده، شما را به دنبال خودش میکشاند؟!
داشتن الگویی برای خرجکردن، علاوه بر آنکه نشاندهنده شخصیت منطقی و عقلانی شماست، به شما در برنامهریزی اقتصادی نیز کمک میکند. معمولاً انسانهایی که از روی هوس تصمیم میگیرند و زندگی هوسبازانهای دارند، نمیتوانند به الگویی مشخص برای خرجکردن دستیابند و همواره در زندگی خود با مشکلاتی دست به گریباناند. در این میان، قناعت داشتن و سادهزیستی به شما کمک میکند تا هم بخشی از درآمد خود را برای مصارف مهمتر پسانداز کنید و هم با آرامش روحی و روانی، انتخاب اقتصادی مناسبی را در زندگی تجربه کنید.
برخی اقتصاددانان و جامعه شناسان، از بیماریای به نام مصرفگرایی و مخارج تجملی سخن میگویند. آنها معتقدند گروه زیادی از مردم آرامش و لذت را در خرج کردن و استفاده بیشتر از کالاها و حتی به رخ کشیدن آن میبینند. اما افرادی که چنین روحیهای دارند، معمولاً در زندگی کمتر به آرامش میرسند. فراموش نکنید، همیشه کسی هست که بیشتر از شما دارد و بیشتر از شما از امکانات استفاده میکند. اگر بخواهید با او در میزان خرجکردن و مصرفکردن رقابت کنید، همواره در رنج نرسیدن باقی میمانید.
در حکایتهای قدیمی آمده است که روزی شبلی به مسجد رفت تا نماز بخواند، در آن مسجد کودکان مشغول کتابت بودند. وقت نان خوردن آنها بود و با هم نان میخوردند. دو کودک، نزدیک شبلی نشسته بودند. یکی پسر ثروتمندی بود و دیگری فرزند فقیری. پسر ثروتمند مقداری حلوا داشت و پسر فقیر، مقداری نان خشک. پسر ثروتمند حلوا میخورد و پسر فقیر از او حلوا میخواست. پسر ثروتمند به پسر فقیر گفت: اگر حلوا میخواهی، باید سگ من باشی و او قبول کرد. پسر ثروتمند گفت: پس صدای سگ درآور! آن بیچاره، صدای سگ درآورد و او مقداری حلوا پیش پسر فقیر انداخت. این کار چند بار تکرار شد. شبلی به آنها نگاه میکرد و میگریست! مریدان از او پرسیدند: برای چه گریانی؟ گفت: نگاه کنید که طمع چه بر سر مردم میآورد! اگر آن پسر فقیر به همان نان خشک قناعت میکرد و به حلوای آن پسر طمع نمیورزید، هرگز سگ فردی همانند خود نمیشد. داشتن یک زندگی ساده و همراه با قناعت، روح انسان را آرام میکند و چشمههای شادی را در قلب ما میجوشاند. مولای ما امیرالمؤمنین علی (ع) میفرمایند: کسی که به دنبال آرامش است، قناعت ورزد. قناعت به معنای تلاش نکردن در راه توسعه اقتصادی زندگی نیست؛ بلکه به معنای ترک حرص و طمع و رضایت درونی از نعمتهایی است که خداوند در اختیارمان قرار داده است.
مصرف مسئولانه
بر اساس گزارش فائو - سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد - سالیانه حدود 1/3 میلیارد تن از مواد غذایی تولید شده برای مصرف انسان در جهان دور ریخته میشود. این مقدار، یک سوم کل محصول غلات جهان را شامل میشود. بعضی گزارشها نشان از آن دارد که در ایران اتلاف موادغذایی بسیار فراتر از متوسط جهانی است. سالانه دهها هزار قلم کالا در حجمهای متفاوت تولید میشود و به مصرف خانوادهها میرسد. با مشاهدۀ رفتار مصرفی افراد جامعه و ملاحظه ویژگی، کیفیت و نوع کالاها، میتوان گفت همه ساله بخشی از کالاهای تولید شده بدون بهرهبرداری صحیح تلف میشوند. اگر مفهوم اتلاف را به معنای دورریختن و هدردادن منابع در نظر بگیریم، «اسراف» مفهومی عامتر از اتلاف است. بلااستفاده گذاشتن اموال، مصرف بیجا، مصرف در معصیت و مصرف فراتر از سطح زندگی عمومی یا فراتر از توان مالی و یا عدم رعایت اولویت در به کارگیری سرمایههای شخصی و ملی، از جمله موارد اسراف است. فرض کنید در یک روز بارانی، باغچۀ خود را آبیاری میکنید و یا برای انجام محاسبات ساده، به جای ماشین حساب، یک دستگاه رایانه خریداری میکنید! همۀ اینها اسراف محسوب میشود.
اگر در معنای واژۀ مصرف دقیق شویم، در مییابیم که مصرف، به معنای تغییر و تبدیل چیزی به چیز دیگر نیز به کار میرود. غذایی که مصرف میکنید، در بدن شما به انرژی تبدیل میشود و این انرژی در مرحلۀ بعد به کاری تبدیل میشود و محصول کار شما در کالایی که مجددا به مصرف فرد دیگری میرسد، ظاهر میشود.
در محیط زیست اطراف شما نیز، دائما چنین تغییراتی در جریان است. منابع غذایی که یک درخت آن را مصرف میکند و به میوههای مفید تبدیل میکند، خود، محصول زنجیرهای از تغییراتی است که پیش از آن در طبیعت روی داده است. میوههای درخت نیز بعدها در جریان همین چرخۀ حیات قرار میگیرند. مصرف مسئولانه مصرفی است که اجازه میدهد، چرخۀ تبدیلها و تغییرات طبیعی همواره ادامه پیدا کند و متوقف نشود.

یک مورد جالب برای مصرف صحیح و مسئولانه، استفاده از ظروفی است که به راحتی در طبیعت تجزیه میشوند و به چرخه تبدیل و تغییر پیوسته آسیبی نمیرسانند. در مقابل، ظروف پلاستیکی یا فلزی، سالها در طبیعت میمانند و عملاً به چیز دیگری تبدیل نمیشوند و به محیطزیست آسیب میزنند.
یکی از روشهای مصرف مسئولانه، روش «6ب» است: بهینه مصرف کردن، بازیافت، بازسازی، بازداشتن (از اسراف و زیاده روی)، بازتفکر (کالای دیگر)، بازمصرف (استفادهٔ چند باره از کالا).
نه گفتن به خرید چیزهایی که نیاز نداریم و یا مضرند، یافتن راههای بهتر، پردازش مجدد و تبدیل یک کالا به کالایی دیگر، کمتر مصرفکردن یا با انرژی کمتر ولی دستاورد بیشتر مصرفکردن، استفاده از چیزی بیش از یک بار، درستکردن چیزی که خراب و یا از کار افتاده است، همه از موارد روش 6ب به شمار میروند.
تحلیل کنید (صفحه 149 کتاب درسی)
با داشتن معیارهایی برای خرید هوشمندانه، چگونه میتوانید برنامه خرید خود را با برنامه مخارج خود، انطباق دهید؟


